به گزارش سراج24،اگر به ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 92 برگردیم با تجربه ائی که هم اینک ملت از عملکرد دولت تدبیر و امید دارند، به احتمال زیاد نام آقای روحانی از صندوق های رای خارج نمی شد و مردم به جای وی به دیگری اعتماد می کردند. آقای رئیس جمهور در آن زمان وعده های رنگارنگی در حوزه های مختلف سر داد که توانست پنجاه و یک درصد از رای دهندگان را با خود همراه کند اما هر چه از عمر دولت بیشتر گذشت، باور مردم و حتی موافقان سرسخت آقای روحانی نسبت به دولت او تغییر کرد، چرا که دولت در تحقق بسیاری از شعارهایش ناکام ماند، حوزه فرهنگ نیز از این قاعده مستثنی نبود و بسیاری از وعده هائی که آقای روحانی به اهالی فرهنگ و هنر این کشور داد، در حد حرف باقی ماند و به نتیجه نرسید. برای تبیین بهتر این مسئله نگاهی انداختیم به برخی از وعده های فرهنگی آقای روحانی و این که چند درصد از آنها محقق شد.
*اهم وعده های رئیس جمهور در حوزه فرهنگ:
1- باید به رسانه ها و مطبوعات آزادی بدهیم
این واژه ها را می توان جزء پرکاربرد ترین کلمات در ادبیات فرهنگی رئیس جمهور برشمرد. آقای روحانی بارها بر این مهم تاکید داشته اند اما در حوزه عمل آنچه اتفاق افتاده خلاف این ادعا را ثابت می کند. رسانه ها و مطبوعات منتقد همواره مورد حملات کلامی رئیس دولت تدبیر و امید بوده اند و برخی نیز طعم توقیف را چشیده اند که از آن جمله می توان به پایگاه خبری تحلیلی جهان نیوز و هفته نامه 9 دی اشاره کرد. با آنکه آقای روحانی در 17 اردیبهشت 92 تاکید می کند که نباید از مطبوعات شکایتی وجود داشته باشد اما مسئولان رسانه های متعددی نیز با شکایت دولت به دادگاه رفته اند، مانند روزنامه وطن امروز که به خاطر تیتر یکش دادگاهی شد. برنامه تلویزیونی "ثریا" نمونه عینی و بارز دیگری از نگاه دولت به مبحث آزادی بیان است. این برنامه موفق تلویزیونی که مورد توجه مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته بود، به خاطر آزردگی خاطر مسئولان دولت و فشار بر مسئولان صدا و سیما مدت مدیدی از آنتن پائین کشیده شد و بالاخره با ایجاد محدودیت هایی دوباره شروع به فعالیت کرد. بی سواد خواندن منتقدان و آنها را به جهنم حواله دادن از دیگر نشانه های باور رئیس جمهور به این وعده خود است. هر چند از این مثالها بسیار است اما همین اندک هم می تواند ثابت کند که دولت یازدهم خود چقدر به گفته هایش در این حوزه ایمان دارد.
2- باید چتر امنیتیای که روی دنیای سینما و موسیقی گسترده شده است، برداریم.
تحقق این وعده را باید از عوامل مستند" من روحانی هستم" بپرسید که چگونه با برخورد چکش وار از پخش مستند شان جلوگیری شد. ﻟﻐﻮ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺟﺸﻨﻮﺍﺭﻩ ﺍﻓﻖ ﻧﻮ ﻭ ﻛﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﻫﺎﻟﻴﻮﻭﺩﻳﺴﻢ نیز مصداق دیگری بر عدم تحقق این مدعاست.
3- صیانت از باورهای دینی مردم (باید رفتار دینی را ترویج کنیم و به سراغ باورها برویم)
به نظر می رسد این مورد دیگر نیاز به بیان مصادیق نداشته باشد چرا که مردم با مشاهده حال و روز جامعه و فضای فرهنگی جامعه می بینند که آقای روحانی تا چه میزان به فکر صیانت از باورهای دینی مردم است. برای درک بهتر تلاش دولت برای صیانت از آموزه های دینی جامعه کافی است سری به سالن های تئاتر بزنیم و پای نمایش هایی چون "شایعات"، "پینوکیا"، "خشکسالی و دروغ"، "نمایشگاه لودلو"، "دورهمی زنان شکسپیر" و "دوباره اون آهنگ رو بزن سم" بنشینیم، آن گاه درک می کنیم که تا چه حد این دولت به فکر ترویج رفتار دینی بوده است.
4- زمانی که فرهنگ ما دولتی است، مسائل ما حل و فصل نخواهد شد.
در فرهنگ دولتی، دولتمردان تلاش دارند که خواسته های خود را از طریق رسانه ها بر مردم تحمیل کنند، آقای روحانی وعده داد که دولتش اینچنین نباشد و فرهنگ از طریق مردم به دولت منتقل شود، اما در عمل آن چه رخ داده دولتی شدن بیشتر فرهنگ با دخالت های دولت در این عرصه است که صدای هنرمندان را در آورده است.
5- باید هویت خود را در دنیای رقابت فرهنگی امروز حفظ کنیم.
حفظ هویت فرهنگی ملزوماتی می خواهد که به نظر نمی رسد این دولت آنها را داشته باشد. مهمترین آن باور دست اندرکاران به بنیان های فرهنگی کشور است. فیلمی به عنوان نماینده ایران به جشنواره های بین المللی معرفی شود که هیج سنخیتی با انگاره های فرهنگی کشور ندارد. آیا می شود با "فروشنده" اصغر فرهادی هویت فرهنگی جامعه خود را حفظ کرد. آیا با تئاترهای شرم آوری که در آن حریم روابط بین زن و مرد نادیده انگاشته می شود، می توان قدم به دنیای رقابت فرهنگی گذاشت. آیا با ساخت فیلم ها و نشر کتابهائی که در آن خبری از سبک زندگی ایرانی- اسلامی نیست می شود به حفظ هویت جامعه امید داشت.
نکته واضح در این بحث عدم تحقق وعده های رئیس جمهور در عرصه فرهنگ است، تا جائی که باران کوثری نیز از رأی دادن به آقای روحای ابرازا پشیمانی می کند، البته در این پشیمانی وی تنها نیست و هنرمندان زیادی مانند او فکر می کنند.



